تبليغاتX
قبیله یعنی یه نفر!...
خدا از تو بگیرد, آنچه که خدا را از تو میگیرد!!!...
 استعفا نامه

 

بدین وسیله من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم و مسئولیتهای یک کودک هشت ساله را قبول می کنم.

میخام به یک ساندویچ فروشی برم و فکر کنم که اونجا یک رستوران پنج ستارس!

میخام فک کنم شکلات از پول بهتره، چون می تونم اونو بخورم!

میخام زیر یه درخت بید بزرگ بشینم و با دوستام بستنی بخورم.

میخام تو یک چاله آب بازی کنم.

میخام به گذشته برگردم، وقتی همه چیز ساده بود،

 وقتی داشتم رنگها رو، جدول ضرب رو و شعرهای بچگونه رو یاد می گرفتم،

وقتی نمی دونستم که چه چیزایی نمی دونم و هیچ اهمیتی هم نمی دادم.
میخام فکر کنم که دنیا چقد زیباست و همه راستگو و خوبن.

میخام ایمان داشته باشم که هر چیزی ممکنه و میخام که از پیچیدگی های دنیا بی خبر باشم.

میخام دوباره به همان زندگی ساده برگردم،

 نمیخوام زندگی من پر بشه از مدارک اداری، خبرهای ناراحت کننده، صورتحساب، جریمه، چك و ...

میخام به نیروی لبخند ایمان داشته باشم،

به یک کلمه محبت آمیز، به عدالت، به صلح، به فرشتگان، به باران، و علف

این دسته چک من، کلید ماشین، کارت اعتباری و بقیه مدارک، مال شما.

من رسماً از بزرگسالی استعفا میدم!!!...

|+| نوشته شده توسط مدیریت وبلاگ در پنجشنبه 24 آبان1386  |
 دكتر علي شريعتي

می خواستم زندگی کنم، راهم را بستند!

ستایش کردم، گفتند خرافات است!

عاشق شدم، گفتند دروغ است!

گریستم، گفتند بهانه است!

 خندیدم...

گفتند دیوانه است!!!

دنیا را نگه دارید!!!

می خواهم پیاده شوم....

|+| نوشته شده توسط مدیریت وبلاگ در یکشنبه 29 مهر1386  |
 مناجات

 

من کجا بودم که تو مرا خواندی!...

الهی آن روز کجا باز یابم که تو مرا بودی و من نبودم. تا به آن روز نرسم میان آتش و دودم. اگر به دو گیتی آن روز را باز یابم بر سودم و اگر بود تو خود را در یابم به نبود خود خشنودم. خدایا من کجا بودم که تو مرا خواندی من نه منم که تو مرا ماندی.

الهی مران کسی را که تو خود خواندی، آشکار مکن گناهی را که تو خود پوشیدی، کریما خود برگرفتی و کس نگفت که بردار، اکنون که برگرفتی مگذار و در سایه لطف خود میدار و جز به فضل و رحمت خود مسپار.

الهی آب عنایت تو به سنگ رسید، سنگ بار گرفت، سنگ درخت رویانید. درخت میوه بار گرفت چه درختی؟ درختی که بارش همه شادی ، مزه اش همه انس و بویش همه آزادی. درختی که ریشه آن در زمین وفا، شاخ آن برای رضا، میوه آن معرفت و صفا، حاصل آن دیدار و لقا.

|+| نوشته شده توسط مدیریت وبلاگ در دوشنبه 9 مهر1386  |
 
 
بالا